.....عشق آتشین.....
><><><><><> H  o  T  L  o  V  e  E <><><><><><><

FIF09 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 11 فروردین ماه سال 1385
عشق شیشه ای

بعد از مدتها توانستم بنویسم....بارالها شکر میگویمت که بر فکرم کلمات مبهم شیشه ای را نجوا میکنی و سکوت قفس شیشه ای مرا میشکنی و من بر آنم تا دست بر قلم ببرم و این سکوت شکسته را در کاغذی سپید خط خطی کنم
قلمم از جنس نور و جوهرش از اشک چشمانم است و کاغذی دارم از برگهای خشکیده پاییز عمرم
میخواهم بگویم مبتلایم به آنچه
عشق نامیدندش و همچنان با پایی زخمی بر جاده های بی انتهای سرنوشتم دنبال یک سایه میگردم و میدانم دردم تسکین نمیابد جز به نگاه پر اضطراب قناری عاشق که هر روز بیقرار میخواند و مرا مست صدایش میکند
بار الها این بنده حقیرت را دریاب و باور کن من برای این همه غم ساخته نشده ام که مبتلا شوم.......و دیگران را مبتلا کنم....

هنوز جای پات رو قلبمه
هنوز داغی که روی سینه ام گذاشتی سرد نشده
هنوز آخرین لبخند تلخت از جلوی چشام پاک نشده
هنوز نتونستم فراموشت کنم
اما...
این رو می دونستی که هم ی اونا کم رنگ شدن
کافیه یه موج کوچیک بیاد تا رد پات رو پاک کنه
کافیه یه نسیم کوچیک بوزه تا اون داغ رو سرد کنه
و کافیه یه اشک شوق ببینم تا اون لبخندت رو از جلو چشام پاک کنه
فقط....؟؟؟؟؟؟؟
می مونه جای اون داغ .....
 

                                    بدرود...


پنجشنبه 10 فروردین ماه سال 1385
نوروز امسال هم مقلب القلوب

سال نو دوباره رسید و هر چند در گیرو دار اخبار و حوادث عجیب وغریب زمانه دیگر آن حواس رمانتیک را از دست داده ایم که بحواهیم تبریکی پر شاخ و برگ بگوییم .اما به سهم خودمان این تغییر اعداد و ارقام و این زنده شدن دوباره طبیعت را تبریک گفته و برای همه دوستان آرزوی سلامت ! و فعالیت هر چه بیشتر داریم.

 
و در آخر میرم به شعر
 

زندگی رویش یک حادثه نیست

زندگی رهگذر تجربه هاست

تکه ابریست به پهنای غروب

آسمانیست به زیبایی مهر

بارگاهیست ز دربار حضور

زندگانی چون گل نسترن است

باید از چشمه جهان آبش داد

زندگی صحنه جولانگاهست

خوب و بد بودن آن

عملی از من وماست

پس بیا تا بفشانیم همه

بذر خوبی و صفا

و بگوییم به دوست :

معنی مهر و حقیقت چه نکوست

 

 

 

 

سه شنبه 25 بهمن ماه سال 1384
ولنتاین

با سلام و عرض تبریک

    
هر سال در ماه فوریه در سرتاسر اروپا و امریکا  عشاق و دلدادگان به مناسبت روز خاصی به اسم ولنتاین به هم هدیه میدن .
میدونید علتش چیه ؟
ولنتاین در لغت به معنای معشوق و محبوب هست که تازگی بین جوونای ایرانی هم رواج پیدا کرده . این فرصت خوبیه برای اینکه اجازه ندیم عشقمون کمرنگ بشه .
از گذشته های دور  ماه فوریه ماه مهرورزی و تحقق عشق بوده . روز سنت
ولنتاین هم یه چیز مشترک از آیینهای رایج بین مسیحیان و رومیهای باستان بوده . حالا میخوایم بدونیم اصلا ولنتاین کی بوده .
امروزه کلیسای کاتولیک از سه قدیس یاد میکنه که اسم هر سه شون
ولنتاین هست و هر سه شونم شهید عشق و محبتن


یکی از افسانه ها بدین شرحه که امپراتور
کلادیوس در قرن سوم میلادی در روم به این نتیجه می رسه که سربازای مجرد با کفایت تر از سربازای متاهل هستن رو همین حساب ازدواج مردای جوون رو غیر قانونی اعلام میکنه ولی ولنتاین بر خلاف این قانون در خفا اونا رو به عقد هم در می آورد  به محض اینکه کلادیوس
از این ماجرا با خبر میشه اونو به مرگ محکوم میکنه .
بعضی ها میگن علت کشته شدن
ولنتاین 
٬ تلاش اون برای فراری دادن مسیحیان زندانی در روم بوده که به شدت مورد شکنجه واقع میشدن .
یه افسانه دیگه هم هست که میگه : ولنتاین
خودش اولین هدیه ولنتاین رو برای معشوقه ش میفرسته . بدین ترتیب که وقتی زندانی بوده عاشق دختر زندانبانش میشه و قبل از مرگش نامه ای برای اون دختر مینویسه و آخرش اینطور امضا میکنه : ( ولنتاین تو ) .
این عبارتیه که این روزا آخر بیشتر نامه های عاشقانه به چشم میخوره

در تمام افسانه ها شاهدیم که ولنتاین پیکره و در حقیقت نمادی از همدلی  دلسوزی و از همه مهمتر عشقه . عده ای معتقدن که روز ولنتاین رو به مناسبت سالگرد مرگ ولنتاین جشن میگیرن که احتمالا حدود سال ۲۷۰ بعد از میلاد اتفاق افتاده . یه عده دیگه ادعا میکنن کلیسای مسیحیت برای بخشیدن جنبه تقدس به فستیوال شرک آمیز و کافرانه لوپرکالیا روز ولنتاین رو جشن میگیرن .
در روم باستان فصل بهار رسما در ماه فوریه شروع می شد و معتقد بودن که فوریه ماه تسویه و پاک شدن از پلیدی هاست . اونا مثل ما خونه تکونی میکردن و بعد نوعی گندم رو با نمک قاطی میکردن و به همه جای خونه می پاشیدن .
فستیوال لوپرکالیا که روز ۱۵ فوریه شروع میشد اختصاص داشت به فائونوس الهه زراعت در روم باستان و نیز به رمولوس و رموس بنیانگذاران روم که دارای مراسم ویژه ای بود که کاملا هم شرک آمیز بود .
اولین بار پاپ اعظم گلاسیوس در حدود ۴۹۸ بعد از میلاد ۱۴ فوریه رو روز سنت
ولنتاین
قرار داد . بعدها انگلیسی ها و فرانسوی ها در قرون وسطی بر این باور شدن که ۱۴ قوریه آغاز فصل جفت گیری پرندگان است که خود به رشد این رای منجر شد که این روز رو باید جشن گرفت و گرامی داشت .

در قرن ۱۷ در بریتانیای کبیر روز ولنتاین رو در سرتاسر کشور جشن گرفتن . در اواسط قرن ۱۸ دوستان و دلدادگان در این روز به یکدیگر هدیه و نامه های عاشقانه میدادن . در پایان قرن ۱۸ با توجه به گسترش صنعت چاپ کارتهای چاپی جایگزین نامه ها شد . امریکائیها در سالهای بین ۱۷۰۰ تا ۱۷۱۰ به جرگه برگزارکنندگان روز ولنتاین پیوستن . آمار و ارقام نشون میده که تقریبا ۸۵٪ هدایای ولنتاین     توسط خانمها خریداری میشه . علاوه بر ایالات متحده   در کشورهای کانادا    مکزیک،انگلستان ، فرانسه و استرالیا نیز این روز       رو جشن میگیرن .

 

a

روز  ولنتین رو به همه دوستام  و بچه های chat  T@B®iZ  تبریک میگم

 

 اینم از فلش های عشقولانه:

Love Song

I Love You

Love You

My Love

I Love You

Night Of Love

I Love You

Love Note

Love With You

Love With You

Royal Love

Love Blessing

Loves Me

Love Serenade

I Love You

Sea Of Love

The 4 Loves

Gifts Of Love

I Love You

Sweet Love

 
love you bax tab behzad.karkas




شنبه 15 بهمن ماه سال 1384
>>>  OLD <<<<

 

اولین باری که دیدمت
دلمو امانت دادم بهت
بهت گفتم مواظبش باش
آخه میدونی که چیه ؟
جنسش یه جورایی شکستنیه
نمی دونم چی شده بود
ولی یه بار که حواست نبود
از دستت افتاد وشکسته بود
میدونستی نمیتونی ببینی رنگ ضمیرم رو
تندتند جمع کرده بودی دل شکسته ام رو
دیوونه حواست کجابود، بریده بودی دستت رو
آخه ، دل شکسته که ارزش نداره
واسه خاطرش، قلب و جونت درد بگیره
نمی دونم چه حوصله ای داشتی
نشستی و اون ها رو بهم چسبوندی
وقتی خواستم پس بگیرم امانتیم رو ،
طفره میرفتی ومن همش میخواستم، دل شکسته ام رو
دیدم که جمع شده اشک، تو چشمای قشنگ تو
دلمو بهم دادی اماحیف که شکسته بود
درسته که مثل اولش نبود
ولی چون از تو رسیده بود
از اولش هم قشنگ ترشده بود
 

 

قسم به چشمات بعد از این جز تو گلی بو نکنم......

جز به تووبه خوبیات به هیچ کسی خو نکنم...

قسم به اسمت که تو رو تنها نزارم بعداز این

اسم تورو داد میزنم تا دم دمای اخرین

قطره به قطره خونمو یک جا به نامت میکنم..

.دل خوشیهای دنیارو خودم به کامت میکنم

میبرمت یه جای دور میشم واست سنگ صبور

برات یه کلبه میسازم پر ازیه رنگی پرنور

رو ح و دل و جون و تنم نظر نگاهت میکنم

دنیاها رو فدای اون چهره ماهت میکنم

هرچی که باختی پای من هرچی که بردم ماله تو

دفتر شعر پیرمو وقتی که مردم مال تو...

باورم کن  



   مرا دوست داری

              گفتی اندازه یک برگ....          

گفتم چقدر...           گفتی اندازه یک درخت..

گفتم کم نیست ...          گفتی اندازه جنگل...

گفتم  کم نیست ...         گفتی اندازه زمین....

گفتم  کم نیست....          گفتی اندازه ستاره...

گفتم  کم نیست...          گفتی اندازه خورشید...

گفتم کم نیست...            گفتی به  اندازه  تو...

گفتم میدونی من چقدرم ....گفتی نه..!!

گفتم اندازه یک قطره بارون....

 


سه شنبه 29 آذر ماه سال 1384
حقایق زندگی

·      

 

    حداقل پنج نفر در این دنیا تو را دوست دارند. آنقدر که حاضرند به خاطر تو بمیرند.

·          حداقل پانزده نفر در این دنیا تو را به دلایلی دوست دارند .

·         تنها دلیلی که ممکن است کسی از تو متنفر باشد این است که می خواهد مثل تو باشد.

·          یک لبخند تو می تواند برای هر کسی خوشبختی بیاورد حتی اگر او از تو خوشش نیاید.

·          هر شب کسی با فکر تو به خواب می رود.

·          تو برای یک نفر یک دنیایی.

·          بدون تو شاید کسی نتواند به زندگی ادامه دهد.

·          تو فردی بخصوص و بی همتایی اما به روش خودت.

·          کسی که تو حتی از وجودش بی خبری تو را دوست دارد.

·          وقتی احساس می کنی دنیا به تو پشت کرده. نگاهی بینداز. بیشتر مانند این است که تو به دنیا پشت کرده ای.

·     وقتی فکر می کنی شانسی نداری به آنچه که می خواهی برسی به آن نخواهی رسید اما وقتی به خود ایمان داری دیر یا زود به آن خواهی رسید.

·          همیشه شکایاتی را که به تو می شود به یاد داشته باش و کلمات زشت آنرا فراموش کن.

·         همیشه احساست را بیان کن به این ترتیب دیگران از آن با خبر می شوند  

·          اگر دوست خیلی خوبی داری زمانی برایش بگذار تا دریابد که چقدر برایت با ارزش است.

 


شنبه 26 آذر ماه سال 1384
از میان بازوان داغ یک عشق

 از میان بازوان داغ یک عشق     بوسـه های خالـی  از هوس  
راستــــــی می توان  شنیـد ؟     عشق را مـی تـوان  چشیـد ؟


 

وقتی تو اومدی کسی تو رو ندید
کسی تو رو حس نکرد
ولی من با تموم وجود حضورت رو حس کردم
همیشه دلم می خواد برات شعری بنویسم .  
عاشق باشم و دلتنگ .
....نگذاشته است ...نمی گذارد
دلم می خواد..می خواست...مجنون باشم .
نمی گذارد...نگذاشته است.
همین خرده ریزی که اسمش زندگی است.
شاید تا بحال نگذاشته ولی از این به بعد چی ؟
نه نمی تونه دیگه این کارو بکنه !!
این دفعه دیگه می خوام داد بزنم
صدام همه جا رو پر کنه
دوستت دارم ...
تا قیامت اسم ما قصه هارو پر کنه
می خوام از بودنت عالمی ترانه بسازم .

 


فدای شما

روزها بود که گم شده بودم
یا شاید هم گم کرده بودم !
راه رها شدن از فریادهای درونم رو
اینجا که رسیدم
رودخونه بود و درخت ،کوه و پرنده
ساز و آواز ...
اما کسی نبود !
یک هم راز . یک هم درد...
ساز داشتن اما
کسی نوای دل من را نمی نواخت
گم کرده بودم همه چیزهای خوب را ...
نغمه دلم خاموش

 

 

برای آخرین بار بود که می دیدمش .....

خیلی ناراحت بودم. بغض کرده بود نمی تونست حرف بزنه فقط گفت متاسفم و اشک تو چشمامش نمایان شد. دست کردم تو جیبم یه سیگار گذاشتم رو لبم هنوز سیگارو روشن نکردم با گریه گفت هیچی نشده قولت رو فراموش کردی... منم سیگار رو پرت کردم . گفت باید برم و قبل از رفتن با  مکث گفت دوستت دارم ... دیگه میشد اشک هاشو واضح دید.اینو گفت و رفت.

آره دیگه اونو نداشتم یاد جمله ای افتادم که پشت یه کامیون دیدم

((براستی که زیبا رویان وفا ندارند))

 

 


جمعه 25 آذر ماه سال 1384
به روز شدن وبلاگ

سلام

میدونم الان خیلی وقت میشه نیومدم ولی زمستان یعنی فصل سرما باز امد و منم با اون امدم

آمدم تا بگم درد دل با دوستان پس تا به روز شدن فردا امروز با این شعر   یا هق

عشق از دوستی سوال کرد : تفاوت من و تو در چیست ؟!!!

دوستی گفت : من دیگران را به سلامی آشنا می کنم و تو به نگاهی ...

من آنها را با دروغ جدا می کنم و تو با

~~ مرگ ~~

 


جمعه 25 آذر ماه سال 1384

من رو به پایان می روم

رو به مهتاب خدایان میروم

من چشیدم زهر پیوند تو را

مارهای سرخ لبخند تورا

لبان بوسه هایم خونیست

ای گل شب عشق من طائونیست

کاش تمحید تو پاکم کرده بود

کاش دستان تو خاکم کرده بود

تو فراموشم نکن در دفن سال

لحظه ای بر خاک خاموشم بنال


در سکوت می توان نگاه را معنا کرد

و آن را با عشق به دل پیوند زد

می توان بهار را به دیدار برگهای خزان زده برد

و برای رازقی های امید از عطر دوست داشتن گفت

می خواهم سکوت کنم و تنها به حرف نگاهت گوش کنم

..


 

عناوین آخرین حرفهای دل خاک خورده
خوش آمدی عاشق

ابعاد دل شکسته من...

طراح (¯`•---» بهزاد کرکس

متولد 1363.10.30 تبریز

لطفا شعرهای خود رابه من ایمیل کنید تا بانام خود شما در وب قراردهم

میل شخصی من

نظز یادتون نره

خانه

و
ارتباط مستقیم با من
فروردین 1385
U O Y E V O L
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
حرفهای دل خاک خورده
وضعیت مدیر
عضویت کاربران در عشق آتشین
نام کاربری
تعداد عاشقان دل شکسته : 17077