![]() |
به نام خالقی که آرزوها را در دل من کاشت
فقط به خاطر تو ، دنیا را عاشق می کنم.
غرق شقایق و اقاقیا میکنم.
روی تمام خاکهای زمین یاس پرپر می کنم تا تمام عاشقها بوی یاس بهار را بشناسند.
به خاطر تو تا آخر دنیا می روم.دل را به جاده می سپارم و دانه دانه ستاره ها را می شمارم.
می روم حتی اگر غریب و بی نشان باشم.
ای عشق زیبای من...
بیا دست در دست هم نهیم و به سرزمینهای دور پرواز کنیم،تا تو را از دوزخ تنهایی برهانم...
بیا دیار گلهای جاوید را به تو نشان بدهم.بیا آوای پرندگان آسمانی را با هم بشنویم.دلم می خواهد قدرتی داشتم و می توانستم تمام جویبارهای روان را از آن تو سازم.بیا زمستان را از زندگی ات بزدایم. تو یک عمر در وادی تنهایی و سرگردانی در ظلمت بودی،حالا بیا دستت را به من بده تا همه را فراموش کنی.
بهزاد منطقی نیا
90/07/19